ناظم الاسلام كرمانى

418

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

حالات علاء الملك وزير علوم ميرزا محمود خان علاء الملك از رجال دولت و از سادات صحيح النسب و فاميل نظام العلماء تبريزى و معروف بسادات طباطبائى سلسلهء جليل و خانوادهء نبيلش معروف و مشهور است زمان پنج پادشاه ايران را درك نمود و اكثر اوقات متصدى امور معظمهء دولتى بود . تولدش در چهارشنبهء غرهء شهر شعبان اودئيل 1258 هجرى بوده بعد از اينكه ده سال تحصيل مقدمات و علوم متداولهء ايرانى را نمود براى تحصيل عازم تفليس شد پس از چند سال توقف در آنجا بتبريز مراجعت نمود و در عداد اجزاء ديوانخانهء تبريز كه در آنزمان تشكيل يافته بود معرفى شد بعد از دو سال اشتغال به خدمت بعزم زيارت عتبات و همراه بودن با جنازهء پدر از تبريز بعتبات رفته در مراجعت از عتبات بطهران آمده در وزارت امور خارجه وارد و پس از زمانى مأمور تفليس گرديد و از آنجا به تبريز رفت و بشغل وكيل دفترى و عمل تسويهء محاسبات نايل گرديد تا آنكه با مرحوم عزيز خان سردار بتهران آمده باز در وزارت خارجه داخل و بمأموريت مخصوص بلندن مأمور شد پس از ششماه توقف در لندن بطهران مراجعت نمود و به سمت قونسولى معرفى شد تا آنكه ناصر الدين شاه عازم فرنگستان گرديد علاء الملك براى تهيهء لوازم ورود شاه بحاج ترخان رفت و از آنجا تا مسكو در ركاب شاه بود چون اندرون ناصر الدينشاه تا سرحد ايران با شاه بود لذا علاء الملك مأمور بمراجعت دادن اندرون شاهى شد پس از مدتى او را جنرال قونسول نموده مأمور تفليس گرديد شش سال در آنجا توقف نمود و بعد با مرحوم ميرزا حسينخان صدر اعظم كه به سمت سفيرى مأمور پطرزبورغ بود همراه شد و بعد از مدتى به سمت مستشارى به پطرزبورغ مأمور شد بعد از يكسال به سمت شارژد افرى در روسيه بود پس از آن به سمت سفارت كبرى مأمور اسلامبول گرديد و شش سال در اسلامبول توقف كرد و بعد بايران آمده بحكومت و فرمانفرمائى كرمان منصوب شد در كرمان آثار نيك گذارد با اينكه زمان استبداد بود و حاكم فعّال ما يشاء قسمى سلوك نمود كه الى كنون اهالى كرمان آرزوى حكومت او را دارند زيرا كه در كرمان مرسوم بود حاكم هرگاه سوار ميشد براى ديدن و بازديد علماء و غير آن متجاوز از صد فرّاش چوب بدست در جلو اسب حاكم ميافتادند و مردمرا اذيت ميرسانيدند علاء الملك اين كار زشت را موقوف نمود و خود سوار الاغ ميشد يكنفر از نوكرهايش هم سوار اسب يا الاغ ميشد و با او حركت ميكرد چنان كه معروف به حاكم دو خره شده است ( در مقابل دو اسبه ) در رسيدگى بعرايض رعايا بنفسه رسيدگى مينمود در سيستان با انگليسها مشغول مذاكره و تسويهء امور سرحديه گرديد با علماء كرمان مباحثه و مذاكرهء علمى مينمود سطح شرح لمعه و شرايع را مستند احكامش قرار ميداد در هنگام حركت از كرمان اهالى كرمان براى فقدان چنين حاكمى در حسرت و افسوس بودند پس از مراجعت از كرمان بوزارت علوم و معارف نايل گرديده در زمان وزارت علوم در ترويج از مدارس ساعى بود و مدارس در آنزمان رو بترقى گذارد چه رسيدگى و دقت را بنفسه مينمود و غفلة بدون خبر و اطلاع وارد هريك از مدارس ميشد مدتى هم بوزارت عدليهء ايران مشغول بود مدتى هم در اصفهان حكومت داشت در زمان استبداد و مشروطه